أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
330
قانون ( فارسى )
بسيار بادشكن ، قرحهآور پوست . از تغيير دادن آب مفيد است . آرايش : سير را با آبپز پونهء كوهى بخورند و بر تن بمالند شپش و رشك را ريشهكن كند . خاكستر سير را با عسل مخلوط كنند بهك و لكهء خونى زير پلك را مىزدايد و داروى داء الثعلب است كه از مواد متعفن بهم آمده است . جوش : سير دملهاى باطنى و ناپديد را باز مىكند . خاكسترش دواى جوشها است . زخم و قرحه : پوست را قرحه دهد . خاكستر سير با عسل داروى قوباء و گرى تر است . سير بيابانى را تا تر است بر زخم بدخيم گذارند زخم را بهم آرد . مفاصل : حقنهء سير در علاج عرق النسا مفيد است . زيرا خون و خلط مرارى را ريزش دهد . سر : سير مايهء سردرد مىشود . سير كفيده و در آب پخته داروى درد دندان است . آبپز سير را در دهان گردانند درد دندان تسكين يابد و بويژه اگر با كندر مخلوط باشد در تسكين درد دندان بسيار نافع است . چشم : ديد را ناتوان كند و سبب جوشهاى داخل چشم شود . سينه : سير پخته گلو را صاف كند ، داروى سرفهء مزمن است . درد سينه و سردى را دوا كند و زالو را از گلو بيرون آورد . اندامان غذا : سير عموما و بويژه آن عملى كه مسيحيان انجام مىدهند و سير و زيتون و هويج را باهم مىپزند در علاج شكمگندگى بسيار داروى خوبى است . اندامان راننده : در آبپز برگ و ساقهء سير نشينند بول و حيض ريزش يابد و بچهدان بيرون آيد ( مشيمه ) و اگر آبپزش را بخورند يا بدان حقنه كنند باز همين تأثيرات را دارد . آش سير مسيحيان كه ذكر شد بسيار مفيد است . اگر به اندازهء دو درخمى سير را بكوبند و با عسلاب بخورند بلغم را بيرون آرد . داروى كرم است و ملين است . سير به علت اينكه گدازنده و خشكاننده است شايد براى غريزهء جنسى خوب نباشد . اما اگر سير را چندان در آب بجوشانند تا تنديش از بين برود شايد در باقيماندهاش گرمى اندك بماند و نخشكاند و مادهء منى را توليد كند و مواد بلغمى را در مزاج بلغمى به باد مبدل سازد و نتواند آن را پراكنده نمايد و هرگاه باد در رگها پيچد ممكن است غريزهء جنسى را دگرگون كند . زهرها : اگر سير را با شرابى بخورند پادزهر نيش حشرات و پادزهر نيش مار است و ما اين را آزمايش كردهايم . و همچنين از سگ هارگزيدگى نافع است . گويند اگر سير و برگ انجير و زيره را مخلوط كنند و بر جاى دندان ( موغالى ) نهند بسيار پادزهر خوبى است . ثومون ( تخم زرداب ) : مزاج : اين تخم بسيار گرم است . اندامان راننده : خوردن نيم درهم از آن - بول را ريزش دهد ، و خون و خلط مرارى را بيرون ريزد . بچهء در زهدان مرده را بيرون آورد . داروى كرم است . ثيّل ( فريز ) : گويند ثيل همان يندكتا است و اهل طبرستان آن را بندآوش نامند . اين گياه را همه مىشناسند . شاخههاى پرگره دارد كه بر زمين پهن مىشوند و شاخهها نيز در زمين ريشه مىدوانند . مزهاش شيرين است . برگهاى پهن و نوكتيز و سخت دارد كه به برگ نى باريك مىمانند . گاو و ساير چهارپايان آن را مىخورند . ديسقوريدوس گويد : دو نوع فريز ديدهايم : يكى از آنها برگ و شاخه و رگهايش بيشتر از آن است كه ذكرش آمد . و اين نوع در حرفهء پزشكى ارزشى زياد دارد . اما اگر حيوان آن را بخورد مىميرد . و مخصوصا آن نوعى كه از اين جنس است و در سرزمين بابل بر سر راهها ديده